تبليغاتX
::. بیداد عشق .::

بیداد عشق

: درباره وبلاگ

 

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خدا قسم که معشوقه من بالائی ست


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

آبان 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384

 

: پیوندها

 

ورود ممنوع
::.

 

: موسیقی

 

 

 
 
 
 

اون که یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال می کردم پیشم می مونه

ترانه عشق باسم می خونه

خیال می کردم یه هم زبونه

نمی دونستم نا مهربونه

با این که رفته اما هنوزم

از داغ عشقش دارم می سوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هر جا که میرم جلو چشامه

دلم می خواد تا دووم بیارم

رو درد دوریش مرهم بزارم

اما نمیشه راهی ندارم

نمی تونم من طاقت بیارم

 

| +| نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

آخه چجور دلت اومد تنهام بذاری و بری
آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم
آره همش بهونه بود مساله یار دیگه بود
دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو
الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری
که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه
منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم
قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کنم
اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی
بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه






| +| نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
شبای رفتن تو  شبای بی ستارس     ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارس

با هر نفس تو سینه.بغض تو تو گلومه     با هر کی هر جا باشم عکس تو روبرومه

آخ که چقدر تنگه دلم برای اووون شباااا     کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلااا

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته     هوای پاییزی چرا تو عشق ما نشسته

شبای رفتن تو  شبای بی ستارس     ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارس

سپردی عهدمونو به دست باد و باروون     منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم

قهر تو رامو بسته غم دلمو شکسته      تو این صدای خسته یاد تو پینه بسته غم دلمو شکسته

شبای رفتن تو  شبای بی ستارس     ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارس

غروبه باز دوباره شب توی انتظاره      ابر تو نگام نشسته خیال گریه داره

اسم تو فریادمه درد تو صدام ترانس      خنده ی آیین تلخ بی تو پر از بهانس

آخ که چقدر تنگه دلم برای اووون شباااا     کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلااا

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته     هوای پاییزی چرا تو عشق ما نشسته

شبای رفتن تو  شبای بی ستارس     ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارس

 

 

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
رفیق من سنگ صبور غم هام      به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچ کس نمی فهمه چه حالی دارم      چه دنیای رو به زوالی دارم 

مجنونم و دل زده از لیلی ها       خیلی دلم گرفته از خیلی ها 

نمونده از جوونی هام نشونی      پیر شدم پیر تو ای جوونی 

اگر بیای همون جوری که بودی     کم می یارن حسودا از حسودی 

صدای سازم همه جا پر شده      هر کی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پرشدم از گلایه      هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید     همیشه محتاج به نور خورشید 

تنهای  بی سنگ صبور    خونه سرد و سوت و کور

توی شبهات ستاره نیست     موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچ کس نیومد      سری به تنهاییت نزد 

 اما تو کوه درد باش      طاقت بیار و مرد باش 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
اخرين لحظه ي رفتن تو يادم نمي ره
اشكا دونه دونه رو گونه ي من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
وقتي كه تو بوسه هاتو مي دادي
انگاري اتيش به قلبم مي زدي
نوبت من كه رسيد انگاري ديرت شده بود
عشق بي دليل من دست و پا گيرت شده بود
با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ريخت
شيشه ي عمر منم تموم شدو هيشكي نديد
تو مي رفتي رو تن برگاي خيس
فكر مي كردم تو خيالت كسي نيست
عمريه چشم به درم منتظر نامه هاي سالي يه بار
من مي خوام ببينمت تو و خدا فقط يه بار
به خدا دلم ديگه جاي شكستن نداره
پيش قلب بي وفات نگاه من كم ميا ره
امان از خوش خيالي در به دري اوارگي
ديگه لعنت مي فرستم به تو لعنت زندگي 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 13 خرداد1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

شبای بی ستاره
من و غم باز دوباره
صدای مرگ و تقدیر
از آسمون می باره

دل سنگت چه آسون
منو تنها می ذاره
آخه اون ور ابرا
عروسیه بهاره

صدام آروم نداره
دلم باز بی قراره
نگاه پشت شیشه
برام گریه می یاره


تموم شد هر چی بود رفت
نگام داره برات حرف
شدم یه گل پرپر
زیر سنگینیه برف

مث آهو اسیرم
خدا اینجا غریبم
کجایی بید مجنون
کجایی ای طبیبم

دیگه هیچی برام نیست
دلم پر از صبوریست
نفهمیدی تو آخر
دلم در حسرت کیست

| +| نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دیگه بسمه

| +| نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

بیخیال عشقو عاشقی اینجوری دیوونه تریم *** اینجوری  باورم شده توزندگیمون میبریم

کی میگه آخه عاشقی صبر و تحمل نمیخواد *** دوست داری که بهش بگی صدات ولی در نمیاد

عاشق بودم نفهمیدی خواستی که  دیونه بشم *** دیوونه ی آدمی که خیره نشد توی چشم 

خدای احساسو ببین میگه که عاشقی بسه *** هر کی میخواد عاشق بشه عاقبتش مشخصه

حس تمومه عاشقی،تموم شده تو دل من *** نه اینکه عشق هوس باشه میخواستمت خوشگل من

اما نفهمیدی که عشق صبر میخواد سخته برام *** اگه دلت با من میموند مذاشتمت روی چشام

دفتر خاطراتمون مونده رو دست من حالا  *** دلم جهنم عزیزم بخاطر خاطره هام شده بیا

بیا پسش بدم شاید یکمی آروم بگیرم *** شاید ازت بدم بیاد دیگه واسه تو نمیرم

خیالی نیست عاشقی هم دردسری شد بخدا *** عاشق هر کی که شدم تنهام گذاشته بیصدا

زدم رو دست آدما بیخیاله این دنیا  شدم *** نه عاشقم نه خواستنی میخوام باشم واسه خودم

میخوای که باز عاشق بشم از عاشقی اما چه سود؟*** تو که گذاشتی بشکنه دلی که عاشق تو بود

گفتم میخوام مثل تو شم،شدم یکی مثل همه *** نباید عاشق میشدم هر چی کشیدم حقمه

گفتم خدایا تو بدون عاشق کشی رسم مونه *** میشکننش این آدما  هر کی که از عشق خونه

گفتم خدایا تو ببین اشک چشام تموم شده *** غما مو ریختم تو دلم  بغض صدام تموم شده

گفتم دیگه دل ندارم نمیخوام عاشق بمونم *** توبه نکردم ولی خوب،جنبشو دارم میتونم

به تو گفتم اگه من عاشق نباشم میمیرم *** خیلی وقته خسته مردم دیگه از عاشقی سیرم

دیگه خسته شدم از عشق میزنم به بیخیالی *** میدونم واسم نمیشی تو یه عشقی و محالی

حالا تلافی میکنم برخوردای سرد تو رو  *** پا میذارم روی دلم با خنده میگم که برو

اما بازم بیخیال تو بیخیال عشق و عاشقی *** شکستیشو از این دلم چیزی نمونده باقی

بیخیال نفس شدم،عشق که نفس نبود برام *** نفس چشای تو بودن،حالا که بسته شد چشام

دارم میرم خدا نگهدار روزای عاشق بودن *** مواظب خودت باش عزیزم، ثانیه ها حسودن

عشق تو یادت باشه ها!واسش که کم نذاشتم *** دلم میخواست بمونم قدرتشو نداشتم

نایی برام نمونده واسه همین نموندم *** عشق با من چیکار کرد چه دلایی سوزندم

 عشق همه گناهمه این  دل و بیگناه شدن؟ *** چه لحظه ها که مردن و چه روزایی تباه شدن

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
کاشکی...

 

کاشکی هيچ وقت بزرگ نمی شدم

تا خيلی از چيز هارو نمی فهميدم

 تا بدی ها و  بدبختی ها رو نمی ديدم

کاشکی معنی دلتنگی رو نمی فهميدم

کاشکی بود و نبود هيچ کس واسم مهم نبود

کاشکی مثل اون موقع ها شبها تا سرمو ميزاشتم زمين راحت ميخوابيدم

خوابم ميبرد ديگه هر شب به يک چيز فکر نمی کردم

مثل ديونه ها از خواب بلند نمی شدم

 کاشکی معنی چرت عشق رو نمی فهميدم...

| +| نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

| +| نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
رفتی و.....
| +| نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

 

من چه عاشقانه تو را خواستم

چه صادقانه با تو ماندم

وچه شاعرانه

 برایت اشک ریختم

و تو پایت را

روی قطره های اشک من گذاشتی

و بیچاره اشک

که در شیار پای تو له شد

و من باز هم تو را خواستم

دیگر غرور برای من بی معنی است

| +| نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
دیگه نمیخوام زنده بمونم

| +| نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
خیال کردم یه عمر با من می مونه...
 
خیال کردم یه عمر با من می مونه...گمون کردم واسم یه هم زبونه...نگفته بود پٍیٍ یه عشق دیگه ست... تا تحقیر بشم و دل بسوزونه...نگفت به فکر فرصتی دوباره ست...برای دل بریدن فکر چاره ست...نگفت به فکر تحقیر نگام و...شکستن غروری پاره پاره ست...حالا به مرگ من راضی نمیشه میخواد جون بکنم واسش همیشه...به اون ظالم بگین نفرین این دل...تا زنده ام به راهٍ زندگیشه...درسته کُلی و بی کس و کارم...ولی واسه خودم خدایی دارم ..برای دیدن روز عذابت...دارم ثانیه ها رو می شمارم...

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 12 بهمن1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
مسافر شهر غمی...
 

مسافر شهر غمی...غریبی مثل خودمی،تو صورتت پر از غمه غصه داری یه عالمه...دوست داری درد و دل کنی دلت گرفته از همه،غریبه توی غربت...نگی چی شد محبت،بگی میگن دیوونست حرفاش چه بچه گونست...

| +| نوشته شده در  یکشنبه 8 بهمن1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
به که باید دل بست ؟
 

به که باید دل بست ؟ به که شاید دل بست ؟ سینه ها جای محبت همه از کینه پر است . هیچ کس نیست که فریاد پر از مهر تو را گرم پاسخ گوید . نیست یک تن که در این راه غم آلوده قدمی را به محبت پوید . خط پیشانی هر جمع خط تنهایی است ٬ خنده ها میشکفد بر لب ها تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی . از وفا نام مبر آنکه وفا خواست کجاست ؟ سخن از عشق مگو ٬ عشق کجاست ؟ دوست کجاست ؟ گل اگر در دل باغ بر تو لبخند زند بنگرش لیک مبوی ٬ دست گرمی که از عشق بفشارد دستت را به همه عمر مخواه ٬ در دل چاه گر سر کنی یا از سر غم آه کنی ٬ خنده ها بر غم تو دختر مهتاب کند . درد خود را در دل چاه مگو ٬ چاه با من و تو هم بیگانه است

Image and video hosting by TinyPic

| +| نوشته شده در  شنبه 23 دی1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
ببخش اگه...

ببخش اگه تو قصه مون

                     دو رنگ و نامرد نبودم 

ببخش که عاشقت بودم 

                   خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد 

                   خيانتو ياد بگيرم

اگر که گفتم به چشات

                   بزار واسه تو بميرم

ببخش اگه تو گريه هام 

                   دو رنگي و ريا نبود

اگر که دستام مثه تو

                  با کسي آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون 

                   کم نمي زاشتم چيزي رو        

ببخش که يادم نمي ره 

                   اون روزاي پاييزي رو

لياقت دستاي تو

                   بيشتر از اين نبود عزيز

نه نمي خوام گريه کني 

                   براي من اشکي نريز

لياقت چشماي تو 

                   نگاه ِ پاک ِ من نبود

ببين چي ساختي از منه

                  مغرور ِ عاشق ِ حسود

| +| نوشته شده در  جمعه 15 دی1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
آخرین حرف...
نمی دونم قصه از کجا شروع شد!


 اصلا نفهمیدم کی شروع شد!


ولی وقتی به خودم اومدم
 دیدم آخر قصه ام

 
تازه اون لحظه بود که فهمیدم
چقدر به شخصیتهای اون قصه وابسته شدم
 

ولی افسوس!


چاره ای نبود باید دل بکنم

درست مثل همیشه!!
برخلاف میلم!

چون اون میخواست!
بدون اینکه به فکر آخروعاقبت من باشه
آره...

باید تمومش کنی

به هر قیمتی که شده

نمیتونی؟پس بمیر

آره بمیر 
بار اولم نیست که یه قصه داره برام تموم می شه
ولی نمی دونم چرا اینقدر برام سخته

ولی مطمئنم شخصیتهای این قصرو نمیونم فراموش کنم

خوب که فکر میکنم میبینم راه خوبی جلوم گذاشته...مرگ... الان دیگه این تنها کلمه ایه که بهش فکر میکنم
آدما همیشه بعد از شنیدن قصه ها یه درسی می گیرن
منم یه درس بزرگی از این قصه گرفتم
اونم اینه که:
      
   دیگه هیچ وقت به هیچ کس وابسته نشم...

 
برای اون که هیچ وقت نفهمید چقدردوستش دارم
 

Image and video hosting by TinyPic

| +| نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه...
 

دوباره این دل دیونه واست دلتنگه

وقته از تو خوندن ستاره ترانه هام

 اسمتو برای من قشنگ ترین آهنگه

بی تو یک پرنده ای اسیر بی پروازم

با تو اما می رسم به قله آوازم

 اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از اهنگ و صدا می سازم

با یه چشمک دوباره من و زنده کن ستاره

نزار از نفس بیوفتم تو ای تنها راهه چاره

ای ستاره ای ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تورو یاد من میاره

تویی که عشقمو از نگاه من می خونی

تویی که تو طپش ترانه هام مهمونی

تویی که هم نفس همیشه آوازی

توی که آخر قصه ای منو میدونی

اگه کوچه صدام یه کوچه باریکه

اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه

میدونم آخر قصه می رسی به داده من

 لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه

با یه چشمک دوباره من و زنده کن ستاره

نزار از نفس بیوفتم تو ای تنها راهه چاره

ای ستاره ای ستاره بی تو شب نوری نداره

 این ترانه تا همیشه تورو یاد من میاره

Image and video hosting by TinyPic

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 4 آبان1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 
یه قصه...
قصه ، قصه ی یه مرد
قصه ی اشکای سرد
کسی چشماشُ ندیده
کی می دونه غرق درد ؟؛
واسه اون چشای نازت
شب و روزشُ یکی کرد
پا گذاشت تو جاده ی عشق
تا تهِ گریه سفر کرد ؛
نیستی یک لحظه ببینی
عاشقت داره می میره
نفسای آخرینُ
خیلی وقته که کشیده ؛
آسمون بی ستاره
هر شبش تیره و تاره
ماه پر غرورمونم
واسه ی تو بی قرارِ؛
آی ستاره ، آی ستاره
دل من با تو بهاره
وقتی تو نیستی عزیزم
زندگی بی تو محال ؛
آی ستاره ، آی ستاره
نگو دل خبر نداره !
که دلت یه جا اسیره
اون کیه ، کدوم بیچاره ؟ ؛
یکی مثل من ، یه ساده
دل اونم سر کارِ
بازی دادی هممون ُ
دیگه این آخر کاره !؛
عاشقت دستتُ خونده
می دونه فایده نداره
ولی باز می خواد بمونی
کنارِِ این قلبِ پاره ... .

Image and video hosting by TinyPic

| +| نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Amin
All Rights Reserved